بی‌فرزندی خودخواسته: دلایل روانشناختی که باید بدانید

بی‌فرزندی خودخواسته: دلایل روانشناختی که باید بدانید

چرا نباید بچه ‌دار شویم؟

بی‌فرزندی خودخواسته

تمایل یا عدم تمایل به فرزندآوری در زمانه ما تحت تاثیر عوامل مختلف روانشناختی، فرهنگی و اقتصادی است. در نگاه اول، فرزندآوری برای زوجی که تشکیل خانواده داده‌اند، طبیعی و بدیهی به نظر می‌رسد و اکثر زوج‌ها نیز تمایل به بچه دار شدن دارند. با این حال، برخی از افراد تمایلی به داشتن فرزند ندارند و بی‌فرزندی خودخواسته در سال‌های اخیر رو به ازدیاد بوده است. در این مطلب، به بررسی تاریخچه این موضوع، دلایل روانشناختی عدم تمایل افراد به فرزندآوری، مشخصات آنان و عوارض احتمالی آن می‌پردازیم.

💬 نظر شما چیه؟
📲اگر در زمینه فرزندآوری تردید دارید، می‌توانید همین حالا با ما تماس بگیرید! 
مشاوره تخصصی رزرو کنید.

بی‌فرزندی خودخواسته
                                                                                                                              بی‌فرزندی خودخواسته

بچه داشتن یا نداشتن؛ مسئله این است!

تصمیم برای بچه دار شدن اغلب تحت تأثیر عوامل روانی بی‌شماری است. از جمله میل به ارتباط، برآورده شدن انتظارات شخصی یا فرهنگی، و اشتیاق به تداوم نسل و میراث و حفظ هویت خاندان و خانواده.

برای برخی افراد، تجربه والد بودن، مراقبت از کودک و تربیت فرزندان نیازهای عاطفی عمیق برای هدفمندی، معناداری زندگی و عشق را برآورده می‌سازد. در حالی که برخی دیگر ممکن است تحت تاثیر فشار جامعه برای انطباق با ساختارهای سنتی خانواده، ترس از برچسب‌هایی چون عقیم یا اجاق کور بودن، تمایل به بچه دار شدن داشته باشند. در مقابل، برخی افراد میلی به بچه دار شدن ندارند، در ادامه به بررسی دلایل روانشناختی این عدم تمایل به فرزندآوری می‌پردازیم.

نگاهی به تاریخچه بی‌فرزندی خودخواسته

در اکثر جوامع و در بیشتر تاریخ بشر، برای افراد متاهل، انتخاب بچه دار نشدن هم سخت و هم از نظر اجتماعی نامطلوب بوده است. به همین دلیل، فیلمنامه زندگی اکثر افراد چیزی شبیه به این است: بزرگ می‌شوند، شغل پیدا می‌کنند، ازدواج می‌کنند، بچه دار می‌شوند. اما در دهه‌های اخیر بخش آخر این سناریو دچار تغییراتی شده است.

اصطلاح childfree که می‌توان آن را «رها از فرزند» یا بی‌فرزندی خودخواسته یا بی‌فرزندی داوطلبانه معنی کرد. که برای اولین بار در سال 1901 طرح شد و در دهه 1970 در میان فمینیست‌ها رواج یافت.

پسوند free (رها، آزاد) در این عبارت، به آزادی و انتخاب شخصی افرادی برای سبک زندگی بدون فرزند اشاره دارد. بنابراین، برعکس بچه دار نشدن ناشی از نازایی یا مشکلات مشابه، بی‌فرزندی خودخواسته ناشی از تصمیم آگاهانه و انتخاب زوج یا زوجین است.

با آغاز دوران مدرن در دسترس بودن ابزارهای جلوگیری و کنترل موالید قابل اعتماد (که ارتباط بین تمایلات جنسی و تولید مثل را قطع کرده است)، فرصت‌های بیشتر برای آزادی‌های شخصی، امنیت مالی (به ویژه برای زنان)، مراقبت‌های بهداشتی بهتر (که طول عمر انسان را افزایش داده است) و توانایی اتکا به پس‌انداز خود، بی‌فرزندی را به گزینه‌ای مناسب تبدیل کرده است، حتی اگر این انتخاب همچنان مورد انزجار جامعه قرار گیرد.

با این وجود، در برخی از جوامع مدرن، بدون فرزند بودن نه تنها قابل تحمل‌تر، بلکه رایج‌تر شده است. در واقع، تلاش‌های مختلف دولت‌ها در سراسر جهان برای تشویق زوج‌ها به داشتن فرزند یا فرزندان بیشتر، همگی با شکست مواجه شده‌اند، که نشان می‌دهد این یک موضوع اقتصادی صرف نیست، بلکه یک تغییر فرهنگی عمده است.

در سال 2014 در ایالات متحده 47.6 درصد از زنان بین 15 تا 44 سال بدون فرزند بودند و این درصد بالاترین میزان از زمان شروع جمع‌آوری داده‌ها در سال 1976 است.

طرفداران سبک زندگی بدون بچه دار شدن دلایل مختلفی برای دیدگاه خود ذکر می‌کنند. این دلایل می‌تواند شخصی، روانشناختی، اجتماعی، فلسفی، اخلاقی، اقتصادی یا ترکیبی پیچیده و ظریف از این‌ها باشد.

🤔 تصمیم‌گیری سخت شده؟
🧠برای گفتگو با یک متخصص درباره احساسات و نگرانی‌هایتان همین حالا اقدام کنید. 
به ما پیام بدهید

بی‌فرزندی خودخواسته
                                                                                                                                      بی‌فرزندی خودخواسته

چرا برخی افراد نمی‌خواهند بچه دار شوند؟

علاوه بر تحول فرهنگی مهمی که در دوران معاصر در راستای بی‌‌فرزندی خودخواسته رخ داده است، هر کسی به دلایل خودآگاه و علل ناخودآگاه خاص خود، از فرزندآوری امتناع می‌کند. به این ترتیب، دلایل روانشناختی مختلفی وجود دارد که چرا برخی افراد ممکن است تمایلی جهت به دنیا آوردن فرزند نداشته باشند. این دلایل می‌تواند تحت تأثیر تجربیات شخصی، باورها، عوامل فرهنگی و شرایط فردی باشد.

والد بودن تعهد مهمی است که نیازمند زمان، انرژی و سرمایه‌گذاری عاطفی است. برخی از افراد ممکن است از تصور ایجاد تعادل بین این مسئولیت‌های فرزندپروری با زندگی شخصی و حرفه‌ای خود دچار هراس شوند.

بسیاری از افرادی که تمایل به بچه دار شدن ندارند، توسط والدین خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. و به همین دلیل علاقه چندانی به پدر و مادر شدن، یا بازتولید ژن‌های خانواده خود ندارند. آنها همچنین از ادامه چرخه سوء استفاده یا نقص‌های دیگر در شیوه‌های فرزندپروری خود می‌ترسند.

 در واقع، ترس به طور کلی یک انگیزه اصلی برای بی فرزندی داوطلبانه است. برخی از تولد کودک ناقص‌الخلقه، کم توان ذهنی – حرکتی، دارای اختلالات ژنتیکی یا با بیماری‌های خاص ترس دارند، که مراقبت از کودک را بسیار سخت‌تر و چالش‌برانگیزتر می‌سازد.

عده‌ای از افراد نگران این هستند که ممکن است کودکان به صورت غیراخلاقی بزرگ شده و دچار انواع انحرافات شوند و ارزش‌های والدین یا جامعه را زیر پا بگذارند.

برخی نیز به والدینی که از داشتن فرزند پشیمان هستند، نگاه می‌کنند و می‌ترسند که از بچه دار شدن پشیمان شوند. بعضی نیز با نگاه به فرزندانی که والدین خود را در سالمندی رها کرده یا به خانه سالمندان فرستاده‌اند، از این می‌ترسند که به چنین سرنوشتی دچار گردند.

از سوی دیگر، برخی افراد در سنین بسیار بالا شریک زندگی خود را ملاقات می‌کنند و از عواقب بچه دار شدن دیرهنگام در این سن واهمه دارند. در میان برخی از زنان، ترس یا انزجار نسبت به وضعیت جسمانی حاملگی (توکوفوبیا) و تجربه زایمان وجود دارد که منجر به عدم تمایل آنها به بچه دار شدن می‌گردد.

📜 تاریخچه جالبی بود؟
🕊️اگر سوالات بیشتری دارید یا می‌خواهید در این باره مشاوره بگیرید، ما اینجاییم!
تلگرام ما را چک کنید

بی‌فرزندی خودخواسته
                                                                                                                             بی‌فرزندی خودخواسته

همچنین تصمیم به فرزندآوری می‌تواند تحت تاثیر کیفیت رابطه زن و شوهر باشد. اگر افراد نسبت به علاقه شریک زندگی خود نسبت به بچه‌ها نامطمئن بوده یا در یک رابطه شکننده قرار داشته باشند، آن‌ها ممکن است تصمیم بگیرند که بچه دار نشوند. برخی نگران هستند که یک رابطه عاشقانه یا یک پیوند ازدواج سست ممکن است با آمدن فرزندان آسیب ببیند مخصوصا در صورتی که یکی از زوجین میلی به بچه دار شدن نداشته باشد.

برخی از زنان نیز از مشکلات احتمالی سلامت روان مثل افسردگی پس از زایمان واهمه دارند. بعضی افراد نیز به نتایج تحقیقاتی نگاه می‌کنند که نشان می‌دهد به طور کلی، زوج‌ها پس از بچه دار شدن، افت سطح شادی را تجربه می‌کنند. اگرچه این سطح به عوامل مختلفی از جمله جنس، سن و ملیت بستگی دارد.

برخی از افراد با پرسش‌های وجودی در مورد هدف، معنا و آینده زندگی دست و پنجه نرم می‌کنند. این نگرش می‌تواند منجر به شک و تردید در مورد آوردن کودک به دنیایی شود که آن را تاریک، بی‌معنا یا پوچ می‌یابند.

ویژگی‌های افرادی که نمی‌خواهند بچه دار شوند

همان طور که در بالا توضیح دادیم، افراد به دلایل بسیار متفاوتی تصمیم می‌گیرند که فرزندی نداشته باشند. این دلایل تا حدودی ویژگی‌های این افراد را نیز آشکار می‌کند. با این حال باید در نظر داشت که در میان افراد با هر تیپ شخصیتی ممکن است کسانی وجود داشته باشند که تمایلی به فرزندآوری ندارند.

برخی از این افراد از عوارض احتمالی فرزندآوری می‌ترسند؛ مثل تولد کودک ناسالم، لطمه خوردن رابطه با همسر، افزایش مسئولیت و محدود شدن بیش از حد و امثال آن. بعضی از زنان دچار توکوفوبیا هستند و از زایمان وحشت دارند و ترجیح می‌دهند بچه دار نشوند.

برخی افراد دچار دغدغه‌های وجودی در مورد هدف و معنای زندگی هستند. آن‌ها جهان را پوچ، ظالمانه و تاریک می‌بینند و دلیلی برای بچه دار شدن در چنین دنیایی نمی‌‌یابند. برخی افراد نیز ملاحظات اخلاقی در مورد تاثیر فرزندآوری بر روند افزایش جمعیت، کاهش منابع و تخریب محیط زیست دارند. خلاصه اینکه افرادی که تمایل به فرزندآوری ندارند، می‌توانند دارای ویژگی‌های شخصیتی متفاوتی باشند و نمی‌توان ویژگی‌های مشخص و قطعی را برای همه آنها برشمرد.

💡 نگران چرخه زندگی هستید؟
🤝با یک مشاور گفتگو کنید و راه‌حل‌های مفید بگیرید.
روی این لینک کلیک کنید.

بی‌فرزندی خودخواسته
                                                                                                                                 بی‌فرزندی خودخواسته

برچسب بچه نداشتن و روش مدیریت آن

یکی از چالش‌های انتخاب سبک زندگی بدون کودک، مقابله با فشار دیگران است. حتی با وجود افزایش تعداد بزرگسالان بدون فرزند، بچه دار نشدن هنوز “هنجار” نیست. به همین دلیل، افرادی که به طور خودخواسته بچه دار نمی‌‌شوند در معرض انگ‌‌ها و برچسب‌های متفاوتی با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی محیط خود هستند.

از جمله این برچسب‌‌ها می‌توان به خودخواهی، ولنگاری، دوجنسی بودن و غیرمسئول بودن اشاره کرد. این می‌تواند ناشی از دیدگاه‌های سنتی باشد که خانواده و تولید مثل را در اولویت قرار می‌دهند.

به طور کلی، این برچسب‌ها طیفی از باورهای اجتماعی در مورد والدین، انتخاب فردی و هویت شخصی را منعکس می‌کنند. مدیریت برچسب‌هایی که به افرادی که تصمیم می‌گیرند بچه دار نشوند، زده می‌شود، مستلزم رویکردی ظریف است که درک و احترام را در اولویت قرار می‌دهد.

مهم است که هنجارهای اجتماعی را که به فرد بی‌فرزند خودخواسته انگ می‌زند، با تشویق گفتگوهای باز درباره دلایل مختلف پشت این تصمیم، مانند عوامل شخصی، روانشناختی، مالی یا محیطی، به چالش بکشیم. ترویج آگاهی و همدلی می‌تواند به رفع تصورات غلط کمک کند و گفتگوی فراگیرتری را امکان‌پذیر ‌سازد که استقلال هر فرد را در مورد انتخاب‌های مربوط به فرزندآوری ارج بنهد. حمایت از فرهنگی که سبک‌های مختلف زندگی را محترم می‌شمارد، به جای شرمساری یا برچسب زدن به کسانی که از والد شدن منصرف می‌شوند، می‌تواند گامی مثبت در این جهت باشد.

در نهایت، باید دانست که هویت و ارزش شما با توقعات اطرافیان و جامعه مشخص نمی‌شود. بهتر است در گفتگویی راحت به طور مستدل از تصمیم خود دفاع کنید. به آنها یادآوری نمایید که اولویت دادن به ارزش‌ها و اهداف شخصی یا سلامتی، آسایش و شادی خودتان، حق طبیعی شماست.

پیدا کردن دوستان بدون فرزند یا حداقل گذراندن وقت در کنار کسانی که در مورد تصمیم شما برای بچه دار نشدن قضاوت نمی‌کنند، مفید خواهد بود. پیوستن به گروه‌های حامی نیز می‌تواند به احساس بهتر و کاهش انزوای احتمالی کمک کند. در صورتی که در زمینه فرزندآوری دچار تردید هستید یا از عوارض بچه دار نشدن رنج می‌برید، بهتر است از مشاوره و درمان تخصصی یک روانشناس یا روان‌درمانگر بهره ببرید.

❤️ احساس سردرگمی دارید؟
💌تجربیات و سوالات خود را با ما به اشتراک بگذارید! 
اینستاگرام ما را دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *