روانکاوی جنگ: بررسی مکانیزم‌های روانی فعال

روانکاوی جنگ: بررسی مکانیزم‌های روانی فعال

روانکاوی جنگ: تحلیل روان انسان در شرایط بحرانی

جنگ شرایطی خاص و عجیب ایجاد می‌کند که روان انسان را با مسائل و پیچیدگی‌های عمیقی روبه‌رو می‌سازد. از دیدگاه روانکاوی، جنگ باعث بروز احساسات، امیال، و سازوکارهای روانی خاصی می‌شود که در شرایط عادی پنهان و کنترل‌شده‌اند. زمانی که افراد در جنگ قرار می‌گیرند، سازوکارهایی مانند تمایلات غریزی سرکوب‌شده، فرافکنی احساسات منفی، و تفکیک خوب و بد فعال می‌شوند و بر رفتار آن‌ها تأثیر می‌گذارند. در این مطلب می‌خواهیم از 5 منظر روان انسان‌ها را در شرایط جنگی بررسی کنیم.

💡 اگر شما یا عزیزانتان تحت تأثیر بحران‌های روانی قرار گرفته‌اید، مشاوران ژین پرو آماده‌اند تا در کنار شما باشند.

📍 راه‌های ارتباط با ما:
 🌐 رزرو مشاوره سایت تاو

منظر اول: نقش «اید» و «سوپرایگو» در جنگ

در نظریه فروید، شخصیت انسان از سه بخش اصلی تشکیل شده است: «اید» (بخش غریزی و ابتدایی)، «ایگو» (بخش واقع‌گرا و میانجی)، و «سوپرایگو» (بخش اخلاقی و وجدان). در شرایط عادی، «ایگو» تعادل‌بخش میان «اید» و «سوپرایگو» است. اما در جنگ، این تعادل به هم می‌ریزد و نقش «اید» و «سوپرایگو» دستخوش تغییرات بزرگی می‌شود.

«اید» و آزادی امیال سرکوب‌شده در جنگ

«اید» نماینده امیال غریزی و سرکوب‌شده‌ای است که شامل پرخاشگری و تمایل به تسلط بر دیگران است. در شرایط عادی، این امیال تحت کنترل «ایگو» و «سوپرایگو» قرار دارند و رفتارهای فرد را محدود می‌کنند. اما در جنگ، با تضعیف هنجارهای اجتماعی و قوانین اخلاقی، «اید» فرصت بیشتری برای بروز پیدا می‌کند. به همین دلیل است که افراد در جنگ، به سمت خشونت و پرخاشگری تمایل بیشتری نشان می‌دهند.

«سوپرایگو» و نقش قوانین ارتشی

در شرایط جنگی، قوانین سخت‌گیرانه ارتشی جایگزین بخشی از هنجارهای اجتماعی می‌شوند و نقش «سوپرایگو» را تقویت می‌کنند. ارتش با ایجاد ساختاری پر از قوانین، مجازات‌های سنگین برای تخطی و دستورات الزام‌آور، افراد را به تبعیت از اوامر وادار می‌کند. این تبعیت اجباری فرد را وادار می‌کند حتی بر خلاف خواسته‌های درونی‌اش عمل کند و به انجام اعمالی مجبور شود که با اخلاق و وجدانش در تعارض است.

تأثیرات شرایط نامساعد بر روان انسان را می‌توان از این منظر در سه مورد زیر خلاصه کرد:

  •         تضاد درونی: فرد بین امیال غریزی و دستورات نظامی دچار تعارض می‌شود.
  •         افزایش پرخاشگری: آزادی بیشتر «اید» می‌تواند به افزایش رفتارهای خشونت‌آمیز منجر شود.
  • کنترل بیش از حد وجدان: نقش «سوپرایگو» به دلیل قوانین ارتشی، بیشتر از حالت عادی می‌شود.

برای دریافت محتوای روانشناسی و نکات کاربردی:
📸 دنبال کردن تاو در اینستاگرام

روانکاوی جنگ
                                                                                                                                     روانکاوی جنگ

منظر دوم: اسپلایتینگ و پروژکتیو آیدنتیفیکیشن: مکانیسم‌های دفاعی در جنگ

روانکاوان پس از فروید، همچون ملانی کلاین، به این نتیجه رسیدند که افراد در جنگ از مکانیسم‌های دفاعی خاصی استفاده می‌کنند که به آن‌ها کمک می‌کند تا با استرس‌ها و اضطراب‌های جنگی کنار بیایند. دو مکانیسم مهم در این شرایط «اسپلایتینگ» (دوپاره‌سازی) و «پروژکتیو آیدنتیفیکیشن» (فرافکنی احساسات منفی) هستند.

اسپلایتینگ: تفکیک مطلق خوب و بد

در شرایط عادی، افراد تمایل دارند که شخصیت‌ها و احساسات مختلف را به صورت یکپارچه ببینند. اما در جنگ، «اسپلایتینگ» یا همان دوپاره‌سازی فعال می‌شود و باعث می‌شود که افراد به سمت تفکیک مطلق میان خوب و بد بروند. به عنوان مثال، سربازان دشمن را نماینده تمامی ویژگی‌های منفی و شرورانه می‌دانند و خودشان را در جایگاه خیر مطلق تصور کنند.

این تقسیم‌بندی برای کنار آمدن با اضطراب‌ها مفید هستند و همچنین خشونت و اعمال خصمانه علیه دشمن در این شرایط به‌عنوان یک واکنش قابل توجیه تلقی شود. به‌عنوان مثال، سربازان با این باور که دشمن تهدیدی علیه ارزش‌ها و هویتشان است، خشونت بیشتری از خود نشان دهند، چرا که در دیدگاه آن‌ها دشمنان به نوعی تجسم همه‌ی ویژگی‌های شیطانی هستند.

پروژکتیو آیدنتیفیکیشن: انتقال احساسات منفی به دشمن

«پروژکتیو آیدنتیفیکیشن» یکی دیگر از مکانیسم‌های دفاعی است که در جنگ تقویت می‌شود. در این مکانیسم، فرد احساسات منفی و اضطراب‌های درونی‌اش را به سمت دشمن فرافکنی می‌کند و به نوعی دشمن را نماینده این احساسات درونی می‌داند. به این ترتیب، دشمن به موجودی تهدیدآمیز و بدخواه تبدیل می‌شود و این توجیهی برای اعمال خشونت‌آمیز علیه او فراهم می‌کند.

این دو مکانیسم موجب فاصله‌گذاری روانی و تقویت دشمنی می‌شوند، در نتیجه احساسات منفی و خصومت‌ها در جنگ طولانی‌مدت تثبیت شوند. درک این مکانیسم‌ها می‌تواند به فرآیندهای صلح کمک کند، چرا که از طریق شناخت بهتر از ریشه‌های روانی خشونت، امکان کاهش و مدیریت تنش‌ها افزایش می‌یابد​.

برای رزرو مشاوره و دریافت کمک تخصصی:
🔗 مشاوره آنلاین در تاو

منظر سوم: ترس از دست دادن دشمن

یکی دیگر از مفاهیم مهم روانکاوی در جنگ، «ترس از دست دادن دشمن» است. برخی روانکاوان معتقدند که وجود دشمن برای افراد به عنوان یک نیاز روانی عمل می‌کند. این نیاز به وجود یک تهدید خارجی، به فرد یا گروه کمک می‌کند تا هویت و احساس امنیت روانی خود را حفظ کنند.

چرا دشمن ضروری است؟

افراد در جنگ به نوعی به دشمن وابسته می‌شوند. این وابستگی می‌تواند به شکل‌گیری احساس ثبات و کنترل کمک کند، چرا که دشمن نماینده تمامی تهدیدها و اضطراب‌های درونی است. به عبارت دیگر، وقتی دشمن وجود دارد، افراد می‌توانند تمامی احساسات منفی و تردیدهای درونی خود را به سمت او هدایت کنند و از این طریق با آن‌ها کنار بیایند.

عواقب روانی پس از پایان جنگ

یکی از مشکلاتی که پس از پایان جنگ رخ می‌دهد، از بین رفتن این دشمن خارجی و بحران روانی است. فرد یا گروه، که برای مدت‌ها دشمن را به عنوان تهدیدی مشترک می‌دیدند، با پایان جنگ دچار نوعی خلأ روانی می‌شوند. همین موضوع در شرایطی منجر به بروز اضطراب، افسردگی، و حتی خشونت‌های درونی در جامعه شود.

 

روانکاوی جنگ‌
                                                                                                                                                  روانکاوی جنگ‌

منظر چهارم: رویکرد روانکاوی میان‌فردی: هری استاک سالیوان

هری استاک سالیوان، بنیان‌گذار روانکاوی میان‌فردی، بر اهمیت تعاملات اجتماعی و تأثیر آن‌ها بر رشد و سلامت روان انسان تأکید داشت. او معتقد بود که انسان‌ها از طریق روابط میان‌فردی خود، هویت و امنیت روانی پیدا می‌کنند و این روابط به عنوان بستری برای کاهش استرس و اضطراب عمل می‌کنند. در شرایط جنگی، این روابط به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و افراد ممکن است احساس تنهایی و بیگانگی بیشتری کنند. چنین شرایطی می‌تواند اثرات روانی مخربی داشته باشد، زیرا افراد در محیط‌های جنگی اغلب از دوستان و خانواده خود دور می‌شوند و حمایت عاطفی کمتری دریافت می‌کنند.

از سوی دیگر، روانکاوی میان‌فردی همچنین به قدرت همبستگی اجتماعی در مواجهه با استرس اشاره دارد. در جنگ، روابط میان سربازان می‌تواند به یک منبع قوی از حمایت روانی تبدیل شود. این همبستگی نه تنها احساس امنیت را افزایش می‌دهد، بلکه افراد را در مقابل اثرات منفی استرس و اضطراب محافظت می‌کند. سالیوان معتقد بود که این پیوندها به افراد کمک می‌کنند تا در برابر فشارهای شدید روانی مقاومت کنند و به بازسازی سلامت روانی خود بپردازند

راه حل چیست؟

بر اساس این دیدگاه، روش‌های درمانی متفاوتی می‌توانند پیشنهاد شوند. در رویکرد میان‌فردی، ایجاد و تقویت شبکه‌های حمایتی در شرایط جنگی می‌تواند به افرادی که دچار بحران روانی شده‌اند، کمک کند. این روش شامل حمایت روان‌شناختی از طریق گروه‌های همیار و تقویت تعاملات میان فردی می‌شود، که باعث می‌شود احساسات خود را به اشتراک بگذارند و از حمایت‌های اجتماعی بهره‌مند شوند.

برای عضویت در کانال تلگرام و اطلاع از آخرین مطالب:
💬 عضویت در کانال تلگرام تاو

منظر پنجم: رویکرد لاکانی: روانکاوی ساختارگرا

ژاک لاکان با ساختارگرایی روانکاوانه‌اش، مفهوم سه حوزه‌ی “واقع” (Real)، “تصوری” (Imaginary)، و “نمادین” (Symbolic) را مطرح کرد. به نظر لاکان، هر یک از این حوزه‌ها در ساختار ذهن و تجربه‌ی انسانی مهم هستند. در شرایط جنگ، این مفاهیم می‌توانند به توضیح واکنش‌های افراد در مواجهه با بحران روانی کمک کنند.

جنگ ممکن است فرد را به طور مستقیم و بدون واسطه با واقع (Real) مواجه کند؛ یعنی شرایطی که شامل مرگ، ترس، و خشونت است و از هرگونه تفسیر و معناگریزی ساختاری خارج است. این رویارویی ناگهانی و عمیق با “واقع” می‌تواند به ایجاد نوعی شکاف روانی منجر شود و ساختارهای دفاعی فرد را فروبپاشاند، چرا که ذهن قادر به پردازش و تفسیر تجربیات جدید در قالب نمادین نیست.

لاکانی‌ها همچنین معتقدند که زبان و نمادها در فرهنگ در ایجاد و نگهداری هویت فرد خیلی مهم هستند. در بحران‌های جنگی، زبان و فرهنگ گاه توانایی خود را برای ارائه معنای منسجم از دست می‌دهند؛ به طوری که دیگر نمی‌توانند به تجربه جنگ معنای قابل قبولی بدهند. این از دست دادن قدرت زبان و فرهنگ برای تفسیر واقعیت، ممکن است به احساس بیگانگی و ترومای روانی در فرد منجر شود، چرا که فرد دیگر نمی‌تواند درک کامل و ملموسی از واقعیت داشته باشد.

راه‌حل‌هایی برای غلبه بر شرایط جنگی

حالا که از منظر روانکاوی درک کردیم تاثیرات شرایط جنگی بر روان انسان‌ها را، بهتر است با چند راهکار نیز آشنای‌تان کنیم:

  •         تمرین ذهن‌آگاهی و مراقبه: در شرایط جنگی، احساسات منفی مانند اضطراب، ترس و استرس افزایش می‌یابد. تمرینات ذهن‌آگاهی، مانند تنفس عمیق و تمرکز بر لحظه حال، می‌توانند به فرد کمک کنند که کنترل بیشتری بر افکار و احساسات خود داشته باشد.
  •         تکیه بر روابط اجتماعی و حمایت‌های عاطفی: در شرایط نامساعد، حفظ ارتباط با دیگران بسیار مؤثر است. گفتگو با خانواده و دوستان یا پیوستن به گروه‌های حمایتی می‌تواند استرس را کاهش دهد و فرد را از احساس تنهایی نجات دهد.
  •         مدیریت زمان و ایجاد برنامه روزانه: وقتی زندگی در شرایط جنگی قرار دارد، داشتن یک برنامه منظم می‌تواند حس نظم و آرامش را افزایش دهد. تنظیم یک برنامه ساده برای انجام فعالیت‌های روزانه، مانند ورزش، مطالعه یا انجام کارهای کوچک، ذهن را وادار می‌کند به جای تمرکز بر بحران روانی به فعالیت‌های مثبت و مفید مشغول شود.
  •         فعالیت‌های خلاقانه و هنری: پرداختن به هنر و فعالیت‌های خلاقانه مانند نقاشی، نوشتن یا موسیقی می‌تواند به عنوان روشی برای رهایی از فشارهای روانی در شرایط نامساعد عمل کند.
  •         ورزش و فعالیت بدنی: ورزش یکی از بهترین راه‌ها برای کاهش استرس و افزایش سطح انرژی است.

نتیجه‌گیری: روانکاوی جنگ و پیامدهای آن بر روان انسان

تحلیل روانکاوی جنگ نشان می‌دهد که این پدیده تنها نبردی فیزیکی نیست، بلکه جنگ در روان انسان‌ها نیز اتفاق می‌افتد. شرایط جنگی باعث بروز امیال غریزی «اید» می‌شود و در عین حال، «سوپرایگو» از طریق ساختارهای نظامی تقویت می‌شود. همچنین، مکانیسم‌های دفاعی همچون «اسپلایتینگ» و «پروژکتیو آیدنتیفیکیشن» به افراد کمک می‌کنند که احساسات منفی خود را به دشمن فرافکنی کنند و از این طریق، احساس گناه را کاهش دهند.

🌟 به تعادل روان خود اهمیت دهید. ما در تاو آماده‌ایم تا به شما در مسیر آرامش کمک کنیم.

📍 برای شروع قدمی کوچک بردارید:
🔗 رزرو مشاوره روانشناسی

 

منبع

www.libraryofsocialscience.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *