دلایل انتخاب پارتنرهای نامناسب: یک نگاه روانکاوانه
انتخاب پارتنر، یکی از مهمترین تصمیماتی است که هر فرد در طول زندگی خود میگیرد. این انتخاب، بر کیفیت زندگی، روابط اجتماعی و حتی سلامت روان فرد تأثیر بسزایی دارد. اما چرا بسیاری از ما، علیرغم آگاهی از عواقب منفی، بارها و بارها به سمت انتخاب پارتنرهایی میرویم که برای ما مناسب نیستند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به اعماق ناخودآگاه و مکانیسمهای دفاعی روانی رجوع کنیم.
✨اگر احساس میکنید در انتخاب پارتنر مناسب دچار مشکل هستید و نیاز به راهنمایی دارید، با ما در تماس باشید و از مشاوره روانشناسی تخصصی بهرهمند شوید.
💬 برای رزرو مشاوره به سایت ما مراجعه کنید.

چرا به انتخاب پارتنرهای بد ادامه میدهیم؟
انتخاب پارتنر یا همسر میتواند بازتاب عمیقی از جنبههای روانی ناخودآگاه ما باشد. بسیاری از افراد متوجه نیستند که الگوهای عمیق روانی، که از دوران کودکی و تجربیات اولیه نشأت میگیرند، بهشدت بر روی انتخابهای عشقی و عاطفی آنها تأثیر میگذارند. از دیدگاه روانکاوی، بررسی این الگوها میتواند به درک عمیقتری از دلایل انتخابهای ناسالم در روابط منجر شود.
میتوان گفت، انتخاب پارتنر یا شریک زندگی، یک فرایند پیچیده و چند وجهی است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. روانکاوی با نگاهی به ناخودآگاه و تأثیر تجربیات کودکی، به ما کمک میکند تا درک عمیقتری از دلایل انتخاب پارتنرهای نامناسب پیدا کنیم. با آگاهی از این دلایل، میتوانیم به تغییر الگوهای روابط خود و ایجاد روابط سالمتر کمک کنیم.
تأثیر الگوهای کودکی و نقش والدین (چرا فردی را انتخاب میکنیم که برای ما مناسب نیست؟)
روانکاوان بر این باورند که کودکی و تعاملات اولیه با والدین یا سرپرستان تأثیر قابلتوجهی بر روی ساختار روانی فرد دارد. فروید و دیگر روانکاوان مانند ملانی کلاین و دونالد وینیکات معتقدند که این تعاملات پایه و اساس روابط آتی فرد با دیگران را تشکیل میدهند. برای مثال:
- الگوهای دلبستگی: تئوری دلبستگی جان بالبی نشان میدهد که الگوی دلبستگی فرد در کودکی (ایمن، اجتنابی، اضطرابی) میتواند در بزرگسالی تعیینکننده الگوی ارتباطی او با پارتنر باشد.
- تکرار الگوهای روابط کودکی: بسیاری از ما در روابط عاشقانه، به دنبال تکرار الگوهایی هستیم که در دوران کودکی با والدین یا مراقبان خود تجربه کردهایم. برای مثال، کودکی که همیشه مورد بیتوجهی والدین قرار گرفته است، ممکن است در بزرگسالی به دنبال پارتنری باشد که او را نادیده بگیرد. این امر به این دلیل رخ میدهد که فرد ناخودآگاه امیدوار است با تکرار الگوهای گذشته، به نوعی آن را اصلاح کند یا درک بهتری از آن پیدا کند.
- نیاز به تأیید: همه ما به تأیید دیگران نیاز داریم، اما برخی افراد به شدت به این تأیید وابسته هستند. آنها ممکن است به دنبال پارتنرهایی باشند که به آنها احساس ارزشمندی بدهند و اعتماد به نفس آنها را تقویت کنند. این نیاز به تأیید، میتواند باعث شود که فرد، روابطی ناسالم را تحمل کند.
- الگوی والد-کودک: فرد ممکن است به دنبال بازآفرینی روابطی مشابه با والدین خود باشد، حتی اگر این روابط ناکارآمد یا ناسالم بوده باشند. این پدیده به نام انتقال شناخته میشود که در آن فرد احساسات و تجربیات گذشته را به روابط جدید منتقل میکند.
- انتقال (Transference): انتقال، پدیدهای است که در آن فرد، احساسات، خواستهها و انتظارات دوران کودکی خود را بر روی فرد دیگری، معمولاً پارتنر، منتقل میکند. این انتقال میتواند مثبت یا منفی باشد. برای مثال، فردی که نسبت به پدرش احساس خشم و نفرت دارد، ممکن است این احساسات را بر روی پارتنری منتقل کند و به دنبال ایجاد روابطی پر از تنش و درگیری باشد.
- ایدهآلسازی و حقارت: بسیاری از ما، به دلیل تجربیات منفی در کودکی، تصویری ناقص و اغراقآمیز از خود داریم. این تصویر ناقص، باعث میشود که ما به دنبال پارتنرهایی باشیم که بتوانند کمبودهای ما را جبران کنند یا به ما احساس قدرت و اهمیت بدهند. از سوی دیگر، ممکن است ما پارتنرهای خود را بیش از حد ایدهآلسازی کنیم و از دیدن نقصهای آنها خودداری کنیم.
بهطور کلی، روانکاوی، با تمرکز بر ناخودآگاه و تأثیر تجربیات کودکی بر رفتارهای بزرگسالی، دیدگاه جالبی را در مورد انتخاب پارتنر یا شریک زندگی ارائه میدهد.
🔍آیا احساس میکنید الگوهای کودکی شما بر روابط شما تأثیر گذاشته است؟ مشاوره روانشناسی میتواند به شما در تحلیل این مسائل کمک کند.
💭 برای مشاوره با ما در سایت و شبکههای اجتماعی ما ارتباط برقرار کنید: رزرو مشاوره | اینستاگرام | تلگرام

نیاز به تکرار تجربههای آشنا
یکی از اصول روانکاوی، مفهوم تکرار اجباری است که توسط فروید معرفی شد. در این مفهوم، افراد تمایل دارند تجربههای گذشته، حتی اگر ناخوشایند باشند، را در زندگی خود تکرار کنند. به عنوان مثال، کسی که در کودکی در محیطی پر از تنش و بیاعتمادی بزرگ شده است، ممکن است بهطور ناخودآگاه پارتنری را انتخاب کند که همان الگوهای منفی را بازتولید کند. این انتخاب به او اجازه میدهد که بارها و بارها در مواجهه با همان احساسات ناتمام کودکانه قرار گیرد، با این امید که در نهایت موفق به تغییر آنها شود.
پدیده «ازدواج با والدین»
یکی از نظریههای مشهور فروید در این زمینه عقده ادیپ است که بیان میکند هر فرد بهطور ناخودآگاه تمایلاتی نسبت به والد جنس مخالف خود دارد و با بزرگتر شدن، این تمایلات تغییر شکل میدهند. بسیاری از افراد، بدون آگاهی، برای ازدواج و شریک زندگی، بهدنبال افرادی میگردند که ویژگیهای مثبت یا منفی والدین خود را دارا باشند. این انتخاب میتواند نتیجه تلاش برای کسب تأیید و عشق از والدین یا تجربهکردن دوباره و حل تعارضهای دوران کودکی باشد.
به بیان دیگر، این عبارت «ازدواج با والدین»، یک کنایه روانکاوانه و به این معناست که ما اغلب به دنبال پارتنرهایی هستیم که شباهتهایی به والدین ما دارند. این شباهتها ممکن است در ظاهر، رفتار، شخصیت یا حتی در نوع رابطه با ما باشد. این پدیده، به دلیل تأثیر عمیق والدین بر شکلگیری شخصیت ما و الگوهای رفتاری ما رخ میدهد.
🧠اگر نیاز دارید تا الگوهای ناسالم روابط خود را تغییر دهید و در انتخاب شریک زندگی آگاهتر عمل کنید، از مشاوره روانکاوی استفاده کنید.
💑 برای مشاوره بیشتر، به سایت ما مراجعه کنید.
ملاکهای ناهشیار در انتخاب پارتنر (چرا ما افراد را انتخاب میکنیم؟ ملاک های ما چگونه تعیین میشوند؟)
ملاکهای انتخاب پارتنر، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله فرهنگ، تجربیات شخصی، باورها، ارزشها و نیازهای روانشناختی فرد قرار میگیرد. روانکاوان معتقدند که ملاکهای انتخاب پارتنر یا شریک زندگی در افراد میتواند از دو منبع اصلی ناشی شود:
- آرزوهای سرکوبشده و تعارضهای درونی: بسیاری از ما ممکن است از انگیزههای ناخودآگاه خود برای انتخاب پارتنر مطلع نباشیم. این تعارضها شامل احساسات سرکوبشده و میلهای حلنشدهای است که به شکل انتخابهای عاطفی نمود مییابند.
- خودپنداره و هویت فردی: فردی که دارای خودپنداره ضعیفی است و احساس ارزشمندی نمیکند، ممکن است به دنبال پارتنری باشد که این احساسات منفی را در او تقویت کند. این میتواند به دلیل تکرار الگوهای آسیبزننده یا انتخاب پارتنرهایی باشد که فرد را به چالش نمیکشند.
درواقع، روانکاوی بر این باور است که ناخودآگاه، نقش مهمی در شکلگیری این ملاکها ایفا میکند. همانطور که گفته شد، تجربیات اولیه کودکی، به ویژه رابطه با والدین، تأثیر عمیقی بر الگوهای انتخاب پارتنر در بزرگسالی دارد.

تأثیر ناخودآگاه جمعی و عوامل فرهنگی
کارل یونگ با معرفی مفهوم ناخودآگاه جمعی، توضیح میدهد که ما ممکن است با کهنالگوهای عمیق و تصاویر مشترک در روان جمعی که به انتخابهای ما شکل میدهند، ارتباط داشته باشیم. این ناخودآگاه جمعی میتواند تأثیر مستقیمی بر روی این داشته باشد که چرا برخی افراد بهدنبال پارتنرهایی با ویژگیهای خاص میروند.
ترس از صمیمیت واقعی
یکی دیگر از دلایل انتخابهای ناسالم، ترس از صمیمیت واقعی و ارتباط عمیق است. این ترس ممکن است نتیجه تجارب منفی دوران کودکی باشد. برای مثال، فردی که در کودکی از طرد شدن یا عدمپذیرش والدین رنج برده است، ممکن است به سمت پارتنرهایی که قادر به ایجاد ارتباط عمیق نیستند، کشیده شود. این انتخاب ناخودآگاه باعث میشود که فرد از خطر صدمه عاطفی دوری کند. درواقع، برخی افراد، به دلیل ترس از آسیب دیدن یا رد شدن، از ایجاد روابط صمیمی و عمیق اجتناب میکنند. آنها ممکن به طور ناخودآگاه به دنبال پارتنرهایی باشند که قادر به ایجاد ارتباط عمیق با آنها نباشند یا به آنها آسیب برسانند.
نتیجهگیری
انتخاب پارتنرهای نامناسب معمولا ریشه در الگوهای ناخودآگاه روانی دارد که از دوران کودکی و تجربیات اولیه زندگی ما شکل گرفتهاند. فهمیدن این که چرا این انتخابها را میکنیم و چگونه میتوانیم این الگوها را بشکنیم، نیاز به آگاهی از انگیزهها و تعارضات درونی دارد. روانکاوی با تمرکز بر روی این مسائل میتواند راهی برای درک بهتر و تغییر این الگوها ارائه دهد و کمک کند تا فرد در انتخابهای عاطفی خود برای پیدا کردن شریک زندگی و درنهایت ازدواج هوشیارتر و آگاهتر عمل کند.
🛋️اگر در روابط خود با ترس از صمیمیت روبرو هستید، ما میتوانیم به شما کمک کنیم تا این مسئله را درک و برطرف کنید.
💔 برای مشاوره بیشتر، به سایت ما مراجعه کنید و با ما از طریق اینستاگرام و تلگرام در تماس باشید: رزرو مشاوره | اینستاگرام | تلگرام