کمال‌گرایی و تصمیمات دشوار: قطع رابطه یا تحمل دیگران؟

کمال‌گرایی و تصمیمات دشوار: قطع رابطه یا تحمل دیگران؟

کمال‌گرایی: آیا باید با مردم قطع رابطه کنم یا آن‌ها را تحمل نمایم؟

علائق رقابتی باعث تشدید اضطراب در کمال گرایان می‌شود.

نکات کلیدی

  • کمال گرایان اغلب در مسائل اخلاقی با بلاتکلیفی دست و پنجه نرم می‌کنند و از فاصله گرفتن از دیگران احساس شرم می‌کنند.
  • افراد کمال گرا درگیر انجام کار درست هستند که اغلب اوقات تشخیص آن راحت نیست.
  • پرورش حس فروتنی به ما این امکان را می‌دهد که جنبه‌های خودخواهانه انتخاب‌هایمان را بپذیریم و اشتباه کنیم.
  • کمال‌گرایی متمایل به این باور است که صرف نظر از مشکلاتی که وجود دارند، همیشه مشکل خود شما هستید.

در هفته گذشته، در مورد قطع رابطه با مردم و اینکه آیا باید با کسانی که دارای عقاید فرهنگی و سیاسی متفاوت با ما هستند مدارا کنیم یا خیر، بحث‌ کردیم. بر این اساس، کسانی که به طور خاص با کمال‌گرایی و به شکل گسترده‌تری با اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند، میان دیدگاه‌های رقابتی گیر کرده‌اند که هر دو بر مبنای احساس مسئولیت شدید استوار هستند.

🔍 راه‌حلی برای کمال‌گرایی و بلاتکلیفی!
برای مشاوره تخصصی روانشناسی در زمینه روابط و مدیریت اضطراب، همین حالا وقت رزرو کنید.
📅 رزرو مشاوره

با این حال، ما به سختی از خودمان می‌پرسیم: خودت واقعاً چه می‌خواهی؟

و به ندرت از خودمان سؤال می‌کنیم که آیا از کسانی که قبلاً چیزهای زیادی به ما بخشیده‌اند، بیش از حد مطالبه می‌کنیم؟ در درمان شناختی رفتاری، ما به افرادی توجه می‌کنیم که درگیر تحریف‌های شناختی و نتیجه‌گیری‌های انگاره‌ای که با استدلال ضعیف منحرف می‌شوند، هستند. یکی از این تحریف‌های شناختی، شخصی‌سازی یا احساس مسئولیت بیش از حد در مورد نتایج به‌دست آمده است.

گاهی ما بر این باوریم که تصمیماتمان تأثیرگذارتر از عوامل دیگر است. در مواقع دیگر، معتقدیم رسیدن به برخی نتایج به دلیل بعضی از ویژگی‌های اساسی ما اجتناب‌ناپذیر است، مثل زمانی که به جای در نظرگرفتن نقش عوامل خارجی، فکر می‌کنیم چون کودن هستیم در آزمون مردود شده‌ایم. این موضوع مستلزم درجه بالایی از خودمهم پنداری است. بنابراین، روایت‌های اخیر پیرامون انتخابات تنها به تمایلات خفته بسیاری از ما دامن زدن زد.

تمایلات افراد کمال‌گرا

در روابط دشوار، افراد کمال‌گرا تمایل دارند بین دو حالت مختلف در نوسان باشند؛ اولین حالت میل شدید به اصلاح دیگری، با این باور است که اگر به اندازه کافی تلاش کنند، می‎توانند آن‌ها را نجات دهند. حالت دوم، میل به همان اندازه شدید به اصلاح خود برای تحمل بیشتر دیگران است. میلی که حتی در مواردی، شبیه به بودا است. (در واقع، انتخاب میان تحمل بلندمدت، پذیرش، تحمل کوتاه‌مدت، یا انتظار برای به بلوغ رسیدن فرد دیگر است.) حال، این چشم‌انداز به میان می‌آید که قطع رابطه با مردم تنها راه حل اخلاقی است. تمایل اضطراب که توسط وفاداری‌های رقابتی به جهات مختلف کشیده می‌شود، به ایجاد شرم برای عدم تصمیم‌گیری و در نتیجه اجتناب گرایش دارد.

📲 به ما نزدیک‌تر شوید!
مطالب مفید روانشناسی، پاسخ به سوالات و ارتباط مستقیم با ما در تلگرام و اینستاگرام:

      🌟 تلگرام | اینستاگرام

آیا برای پایان دادن به یک رابطه ملایمت زیادی به خرج می‌دهید یا بسیار بی‌توجه و بی‌رحم هستید؟ یا با دوام آوردن تبدیل به فردی توانمند شده‌اید؟ مشکل در انتخاب گزینه اشتباه نیست. مشکل در استفاده از شرایط فعلی برای توجیه گرایشی ریشه‌دار است. پس اگر به قطع ارتباط با مردم عادت دارید، این موضوع فقط دلیل دیگری برای انجام این کار خواهد بود. همین موضوع را می‌توان در افراد مهرطلب نیز گفت. فکر دیگری نمی‌شود کرد.

من در فرآیند درمان، اغلب از بیماران کمال‌گرا می‌خواهم آنچه را که امیدوارند از تصمیم‌هایشان به دست آورند، در نظر بگیرند و احتمال نتایج خیال‌پردازی‌شده را هم بررسی کنند. ماندن در روابطی که عمدتاً فکر می‌کنید می‌توانید احساس خودتان و آن‌ها را تغییر بدهید، احتمالاً ناپایدار است. هیچ کدام از ما آنقدر مهم نیستیم. و پایان دادن به رابطه با افراد، با این باور که از طریق تنبیه‌شان نتیجه بهتری به‌دست می‌آورید، به احتمال زیاد تغییر چندانی به دنبال نخواهد داشت.

من به شخصه، مانند بسیاری از کمال گرایان دیگر، روابطم را با افراد ناسازگار حفظ کردم، زیرا به این فانتزی کودکانه چسبیده بودم که همه باید مرا دوست داشته باشند. من بیش از هر چیز دیگری، می‌خواستم در یک جامعه گسترده احساس امنیت کنم. در نهایت، محرک من برای تحمل دیگران خودخواهی بود، چون نمی‌توانستم درگیری یا ناراحتی زیاد را تحمل کنم. بنابراین، با این‌که در ظاهر ممکن است نیت من خوب به نظر برسد، اما از طریق درک نادرست از عشق، در واقع از درد اجتناب می‌کردم.

در روشی مشابه، بسیاری از افراد ارتباط خود را به طور ناگهانی قطع می‌کنند تا احساس گناهشان را مدیریت کرده، حس حق‌ به جانبی خود را حفظ کنند و وفاداری به گروهشان را نشان دهند. برای روشن شدن مسئله باید گفت، هیچ یک از این دلایل بد یا اشتباه نیستند. در واقع هر کاری که انجام می‌دهیم، حتی کاری که از حس وظیفه شناسیمان نشئت می‌گیرد، تا حدی برای محافظت از ماست. وقتی تصمیماتمان را به طور خودکار اخلاقی جلوه می‌دهیم، اغلب به خاطر غرور کورکننده‌ای که داریم، آنچه را که در عمل اتفاق می‌افتد، به حساب نمی‌آوریم.

من بر اساس شناختی که از خودم پیدا کردم، تصمیم گرفتم شروع به قطع رابطه با مردم کنم، زیرا دیگر از میزان تحمل خودم آگاه بودم. افرادی که دیگر با آن‌ها صحبت نمی‌کنم بعد از تلاش‌های مکرر برای متقاعد کردن من، به حفظ دیدگاه‌های واپس‌گرایانه خود ادامه دادند و بدون این‌که حتی این موضوع را انکار کنند، به آزار من پرداختند. وقتی میزان خود محوریم را به حداقل رساندم، از خودم پرسیدم: با دانستن این‌که عشق کمی از دیگران دریافت می‌کنم، واقعاً چقدر می‌خواهم به آن‌ها عشق بدهم؟ باید به کسانی که می‌خواهند حتی از این مرز هم فراتر بروند، بگویم: تو مجاز به انجام این کار هستی و به کسانی که آماده تسلیم شدن هستند، می‌گویم: درک می‌کنم.

هیچ پاسخ مشخصی در مورد نحوه نزدیک شدن به دوستان و اعضای خانواده دشوار وجود ندارد، اما می‌توانم با درجه بالایی از اطمینان به شما بگویم که شخصی سازی، منیت، خودمحوری یا هر چه که اسمش را می‌گذارید، باعث می‌شود به اشتباه باور کنیم که خاص هستیم در حالی که نیستیم. افرادی که به شدت بر روی یک موضع خاص پافشاری می‌کنند، تمایل به فروتنی ندارند و به ندرت دنیا را تغییر می‌دهند، زیرا اساساً آن‌ها هم مانند بقیه ما گیج و ناامن هستند. ما نقش‌هایمان را بازی می‌کنیم، اشتباه می‌کنیم، سازگار می‌شویم و دوباره تلاش می‌کنیم. این تمام چیزی است که کشورمان می‌تواند از ما بخواهد. تمام چیزی که ما باید از خودمان بخواهیم.

📖 مطالعه کنید و تصمیمات بهتر بگیرید!
آیا بین قطع رابطه و تحمل دیگران مانده‌اید؟ مقاله ما را بخوانید و با نکات کلیدی تصمیم‌گیری آشنا شوید.
📄 خواندن مقاله

منبع

 

1.www.psychologytoday.com

 

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *