گناه و شرم از دیدگاه روان‌تحلیلی

گناه و شرم از دیدگاه روان‌تحلیلی

گناه و شرم

گناه و شرم دو احساس پیچیده و بنیادین هستند که در روان انسان نقش مهمی ایفا می‌کنند و بر رفتار، شخصیت و تعاملات اجتماعی فرد تأثیر می‌گذارند. این دو احساس از دیدگاه روان‌تحلیلی و روانکاوی تفاوت‌ها و شباهت‌های ظریفی دارند و معمولاً در واکنش به تعارضات درونی یا ارزیابی‌های بیرونی بروز می‌کنند. هدف این مقاله بررسی و تبیین احساس گناه و شرم از دیدگاه روان‌تحلیلی است و تفاوت‌های آن‌ها را با توجه به دیدگاه‌های روانکاوان برجسته مانند زیگموند فروید و ژاک لاکان بررسی می‌کند.

💡 آیا گناه یا شرم تأثیر منفی بر زندگی شما دارد؟ وقت آن است که گامی برای بهبود بردارید.

🌱مشاوره تخصصی رزرو کنید و زندگی‌تان را تغییر دهید.

گناه از دیدگاه روان‌تحلیلی

گناه، به طور کلی، زمانی به وجود می‌آید که فرد احساس کند از معیارها و اصول اخلاقی‌اش منحرف شده است. این احساس معمولاً درونی است و به اصول و ارزش‌هایی مرتبط می‌شود که در ضمیر ناخودآگاه و از دوران کودکی شکل گرفته‌اند. در نظریه‌ی فروید، گناه به عنوان یک احساس درونی، از تضاد بین «نهاد»(ID)، «من»( Ego) و «من برتر» (Super-Ego) ایجاد می‌شود.

گناه و شرم
                                                                                                                                            گناه و شرم

«من برتر» و احساس گناه

به اعتقاد فروید، «من برتر» یا سوپرایگو، بخشی از ذهن است که نمایانگر اصول اخلاقی و ارزش‌های درونی‌شده است. این بخش از ذهن، به گونه‌ای درونی، وجدان فرد را شکل می‌دهد و با سرزنش کردن یا مجازات درونی، او را از انحراف از اصول اخلاقی باز می‌دارد. زمانی که فرد، از ارزش‌ها و اصول درونی‌شده‌اش دور می‌شود، «من برتر» با ایجاد احساس گناه و سرزنش فرد را به جبران یا تغییر رفتار فرا می‌خواند.

از دیدگاه فروید، این احساس گناه از دوران کودکی و در مرحله‌ی اودیپال شکل می‌گیرد. کودک در این مرحله با احساسات متناقضی نسبت به والدین خود، به‌ویژه والد همجنس خود، مواجه است. این احساسات، همچون حسادت و رقابت، سرکوب می‌شوند و به عنوان احساس گناه به ضمیر ناخودآگاه منتقل می‌شوند. این فرایند در نهایت به شکل‌گیری «من برتر» منجر می‌شود و از این طریق، فرد به واسطه‌ی گناه احساس می‌کند که باید به اصول و قواعد اجتماعی و اخلاقی پایبند باشد.

📩 به دنبال راهی سریع برای پاسخ به سوالات و دریافت مشاوره هستید؟

💡همین حالا به ما در تلگرام پیام دهید و از پشتیبانی تخصصی بهره‌مند شوید.

🔗 ارتباط با ما در تلگرام

حس گناه و شرم از دیدگاه روانکاوی قابل بررسی است!

احساسات مربوط به گناه

احساس گناه با احساساتی همچون اضطراب، بی‌قراری، و حتی افسردگی همراه است. فرد گناهکار معمولاً درگیر احساس مسئولیت یا شرمساری درونی می‌شود و ممکن است به خاطر تخطی از ارزش‌های خود، احساس ناراحتی کند. به عنوان مثال، فردی که به اصول اخلاقی یا دینی خود پایبند نیست، ممکن است با احساس گناه روبرو شود که این احساس، او را به سمت خودسرزنش‌گری و رفتارهای جبرانی سوق می‌دهد. همچنین، گناه می‌تواند به فرد کمک کند تا درک بهتری از نیازهای دیگران داشته باشد و حس همدلی در او ایجاد کند.

ملانی کلاین، روانکاو دیگری، احساس گناه را به عنوان نوعی اضطراب توصیف می‌کند که در اثر ترس از آسیب رساندن به اشیاء مورد علاقه به وجود می‌آید. در این نظریه، احساس گناه بخشی از ساختار روانی سالم است. چرا که به فرد اجازه می‌دهد که در برابر آسیب‌های احتمالی نسبت به دیگران و همچنین خود، احساس مسئولیت داشته باشد.

شرم از دیدگاه روان‌تحلیلی

شرم، برخلاف گناه، بیشتر از ارزیابی‌های بیرونی و اجتماعی ناشی می‌شود. احساس شرم به عنوان یک احساس عمیق و ناخوشایند، زمانی به وجود می‌آید که فرد خود را در برابر دیگران به عنوان کسی ناکافی یا ناقص ببیند. این احساس در مواجهه با قضاوت‌ها و نگاه‌های دیگران و با مشاهده‌ی ضعف‌ها یا ناکارآمدی‌های خود شکل می‌گیرد.

نگاه لاکان به شرم

ژاک لاکان، یکی از برجسته‌ترین روانکاوان قرن بیستم، شرم را به عنوان نتیجه‌ی «نگاه دیگری» تعبیر می‌کند. به باور او، فرد زمانی احساس شرم می‌کند که خود را در آینه‌ی دیگری و با نگاه او ببیند. در این حالت، فرد خود را به عنوان یک «ابژه» یا شیء در نگاه دیگران مشاهده می‌کند و احساس می‌کند که از معیارها و انتظارات آنان پایین‌تر است. این نوع خودآگاهی و آگاهی از قضاوت دیگران باعث بروز احساس شرم می‌شود.

از دیدگاه روان‌تحلیلی، شرم معمولاً با نقصی در تصویر ذهنی فرد از خود و تطابق نداشتن با استانداردهای اجتماعی همراه است. در حالی که گناه از تضاد با اصول درونی نشأت می‌گیرد، شرم به دلیل ارزیابی‌های بیرونی و احساس نقص در برابر دیگران شکل می‌گیرد.

📸 برای دریافت نکات کاربردی روانشناسی و افزایش آگاهی خود، صفحه اینستاگرام ما را دنبال کنید.

💕 منتظرتان هستیم!

🔗 دنبال کردن در اینستاگرام

گناه و شرم
                                                                                                                                                گناه و شرم

احساسات مربوط به شرم

شرم با احساساتی مانند خجالت، کمبود اعتماد به نفس و خودکم‌بینی همراه است. فرد شرمنده اغلب خود را به عنوان کسی که ناکافی یا ناقص است، تصور می‌کند و این احساس می‌تواند به گوشه‌گیری و اضطراب اجتماعی منجر شود. برای مثال، فردی که در موقعیت‌های اجتماعی احساس می‌کند که توسط دیگران قضاوت می‌شود، ممکن است از حضور در جمع اجتناب کند و حتی به پرخاشگری یا دفاع از خود بپردازد.

شرم معمولاً به عنوان یک احساس عمیق‌تر و نهادینه‌تر از گناه شناخته می‌شود و کاهش آن به راحتی ممکن نیست. در واقع، شرم نیازمند تغییرات بنیادی در تصویر ذهنی فرد از خود و پذیرش کامل شخصیت فردی اوست، در حالی که گناه اغلب با انجام رفتارهای جبرانی قابل تعدیل است.

تفاوت‌های اساسی بین گناه و شرم

تفاوت اصلی بین گناه و شرم در منبع و ماهیت این احساسات است. گناه بیشتر به اصول و هنجارهای درونی و فردی مرتبط است، در حالی که شرم به ارزیابی‌های بیرونی و نگاه دیگران بستگی دارد. به عبارت دیگر، فرد در مواجهه با احساس گناه، خود را به خاطر عمل یا تصمیم نادرستی که مغایر با اصول درونی‌اش بوده، سرزنش می‌کند. اما در مواجهه با شرم، فرد از آنچه دیگران ممکن است در مورد او بیندیشند، نگران است و به عنوان یک شخص ناکافی یا ناقص احساس می‌کند.

یکی دیگر از تفاوت‌های مهم این است که گناه معمولاً با احساس مسئولیت و تلاش برای جبران همراه است. فرد گناهکار معمولاً با رفتارهای جبرانی مانند عذرخواهی، خیرخواهی یا اصلاح اشتباهات سعی می‌کند از بار گناه خود بکاهد. اما در مقابل، شرم نیاز به تغییرات عمیق‌تری دارد و تنها با پذیرش خود به شکل واقعی و پذیرش نقص‌ها و کمبودهایش قابل کاهش است.

گناه معمولاً به همدلی و حساسیت نسبت به دیگران کمک می‌کند و فرد را به ایجاد ارتباطات سالم‌تر ترغیب می‌کند. شرم، برعکس، ممکن است فرد را از تعاملات اجتماعی بازدارد و حتی به اضطراب اجتماعی و افسردگی منجر شود.

🌟 آیا گناه یا شرم شما را از داشتن یک زندگی آرام بازداشته است؟ همین امروز یک قدم به آرامش نزدیک‌تر شوید!

📅 مشاوره خود را رزرو کنید!

نقش گناه و شرم در شخصیت و رشد روانی

از دیدگاه روان‌تحلیلی، هر دو احساس گناه و شرم می‌توانند به رشد روانی و تکامل شخصیت کمک کنند، به شرطی که به درستی مدیریت شوند. برای مثال، گناه می‌تواند به فرد کمک کند که با اصول اخلاقی و مسئولیت‌های اجتماعی هماهنگ شود و روابط عمیق‌تری با دیگران ایجاد کند. این احساس به فرد اجازه می‌دهد تا در برابر نیازهای دیگران حساس باشد و رفتاری همدلانه و دلسوزانه داشته باشد.

از طرف دیگر، شرم ممکن است باعث کاهش اعتماد به نفس و ایجاد اضطراب اجتماعی شود. اما در عین حال می‌تواند فرد را به سمت رشد و پذیرش نقص‌هایش هدایت کند. فرد شرمنده با شناخت بهتر از خود و پذیرش محدودیت‌ها و کاستی‌های خود، ممکن است به سمت بهبود و خودپذیری پیش برود و به گونه‌ای مثبت‌تر با دیگران ارتباط برقرار کند.

منبع

brenebrown.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *