یکی از بیماریهای بسیار رایجی که سالیان سال است اقشار مختلف مردم با آن دستوپنجه نرم میکنند، دیابت است. این بیماری متابولیکی تنها یک بیماری جسمی محسوب نمیشود، بلکه به نوعی بر روان انسان نیز تأثیرات عمیق و مختلفی میگذارد. بنابراین شخصی که به این بیماری مبتلا است باید ضمن انجام تمامی مراقبتهای دارویی و غذایی، به جنبه روانی آن نیز توجه لازم را داشته باشید. ما قصد داریم در این مطلب بررسی کنیم که چرا فردی که مبتلا به دیابت است باید به روانشناس مراجعه نماید. در صورت تمایل به کسب اطلاعات در این زمینه تا انتها با ما همراه باشید.
من دیابت دارم، چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟
همانطور که در قسمت مقدمه هم بدان اشاره کردیم، دیابت یک بیماری جسمی مزمن با تأثیرات عمیق بر روان انسان است. اضطراب و افسردگی یکی از عوارض بسیار رایج این بیماری متابولیکی بر روی روان است و هرساله گریبان بسیاری از افراد دیابتی را میگیرد. ما در ادامه به بررسی ارتباط این بیماری مزمن با بیماریهای روان میپردازیم و نقش سلامت روان را در بهبود بیماری و شرایط افرادی دیابتی بررسی میکنیم. البته پیش از آن بهتر است بهطور اجمالی با بیماریهای سایکوسوماتیک و علل روانی آن آشنا شوید.
بیماری سایکوسوماتیک چیست؟
در علم روانشناسی، بیماری سایکوسوماتیک به مشکلات جسمی گفته میشود که تحت تأثیر عوامل مختلف روانی همانند اضطراب و افسردگی در فرد ایجاد میشود. در برخی موارد فرد از قبل به این بیماری مبتلا است و با ایجاد اضطراب و افسردگی علائم آن تشدید میشود. افراد مبتلا به این اختلال روانی از علائمی مثل دردهای مزمن معده، سردرد، سوء هاضمه، مشکلات پوستی، تپش قلب، درد قفسه سینه، تنگس نفس، خستگی، ضعف عمومی و … رنج میبرند.
ازجمله علتهای روانی آن میتوان به مواردی نظیر استرسهای مزمن و طولانی، اضطراب و نگرانی، افسردگی، فشار و احساسات روانی سرکوب شده، ضربههای روانی و آسیبهای روحی، تجربه حوادث ناگوار در گذشته و… نام برد.
افراد مبتلا به بیماری سایکوسوماتیک بایستی بهصورت چندجانبه، هم بهصورت جسمی و هم بهصورت روانی تحت درمان قرار گیرند. معمولاً به چنین اشخاصی توصیه میشود که در کنار سایر روشهای دارویی، تغییر سبک زندگی و مهارتهای آرامسازی، جهت رواندرمانی به روانشناس نیز مراجعه نمایند.
ارتباط بیماریهای جسمی مزمن با بیماریهای سایکوسوماتیک
بیماریهای جسمی مزمن مختلف میتواند تأثیرات عمیقی بر روان فرد بیمار بگذارد. ازجمله این بیماریهای مزمن و رایج میتوان به دیابت نوع1، 2 و دیابت بیمزه اشاره کرد.
افراد دیابتی بهطور مداوم نگران پیشرفت بیماری خود هستند و به همین علت همیشه استرس و اضطراب دارند. از طرفی این افراد بایستی یک سری محدودیتهای غذایی نیز داشته باشند و همین عامل هم سبب تشدید اضطراب و استرس آنها میشود
افراد مبتلا به این بیماری در طول حیات خود احساس میکنند که هیچ کنترلی بر روی زندگی و مشکلات خود ندارند. این احساس هم بهخودیخود سبب میشود که فرد احساس ناامیدی کرده و دچار افسردگی شود.
نوسانات میزان قند خون در طول شبانهروز و تحتتأثیر عوامل استرسزای محیطی نیز میتواند بر سیستم مغزی دیابتیها تأثیر نامطلوب گذاشته و منجر به عصبانیت، اضطراب و افسردگی در این افراد شود.
این ارتباط بین بیماریهای جسمی مزمن مثل دیابت و بیماری سایکوسوماتیک بهصورت دوطرفه وجود دارد. بدینصورت که بیماری جسمی مانند انواع دیابت با ایجاد استرس، اضطراب، افسردگی و مشکلات جسمی سبب ایجاد و تشدید بیماریهای سایکوسوماتیک میشود.
چرا افراد دیابتی دچار افسردگی میشوند؟
در قسمت قبل هم به این موضوع اشاره کردیم و در این قسمت مفصلتر به آن میپردازیم. مطالعات مختلف در جایجای دنیا نشان داده است که افراد مبتلا به دیابت چندبرابر افراد سالم جامعه مستعد افسردگی هستند. علتهای این موضوع میتواند موارد زیر باشد:
- استرس ناشی از مدیریت بیماری
افراد دیابتی همیشه نگران وضعیت قند خون و کنترل بیماری خود هستند. این افراد بایستی مرتبط رژیم غذایی خاصی را رعایت کرده و قند خون خود را کنترل کنند. همین عامل سبب میشود همیشه نگران و مضطرب باشند.
از جهتی دیگر، مبتلایان به این بیماری متابولیکی مزمن بعد از سالها دستوپنجه نرم کردن با بیماری احساس خستگی و افسردگی میکنند و هرلحظه منتظر ایجاد عوارض بلندمدت آن مانند آسیبهای عصبی، مشکلات کلیوی و… در بدن خود هستند. همین موضوع هم بر استرس و اضطرب آنها میافزاید.
- تأثیرات فیزیکی دیابت بر مغز، اعصاب و خلقوقو
همانطور که در قسمت قبل هم اشاره کردیم، نوسانات قند خون سبب میشود که عملکرد مغز تغییر کرده و فرد دیابتی نسبت به افراد سالم زودتر کنترل خود را از دست داده و عصبانی شود.
از طرفی در پی التهابات ایجاد شده ناشی از دیابت یکسری تغییرات شیمیایی در مغز رخ میدهد و احتمال افسردگی شخص بیمار افزایش مییابد.
از تأثیر انسولین بر خلقوخو نیز نباید غافل شد. افراد دیابتی به دلیل ایجاد مقاومت انسولینی در بدن و اثر آن بر روی تولید سروتونین و دوپامین معمولاً خلقوخوی عصبی و افسردهای دارند.
- سبک زندگی و قضاوتهای اجتماعی
سبک زندگی افراد دیابتی با سایر افراد عادی جامعه متفاوت است. این افراد به دلیل رژیم غذایی خاص و سبک رفتاری که دارند در بسیاری از موارد از افراد جامعه دوری میکنند و همین موضوع هم سبب ایجاد افسردگی در آنها میشود.
از سویی دیگر بسیاری از مردم به آنها برچسب میزند و به غلط آنها را قضاوت میکنند و همین موضوع هم بر سلامت روان دیابتیها اثر نامطلوب میگذارد.
بنابر آنچه در این قسمت گفته شد میتوان چنین استنباط کرد که افراد دیابتی به دلیل فشارهای روانی، تغییرات شیمایی، عوامل محیطی و…. مستعد افسردگی هستند و شاید بتوان به جرأت چنین گفت که 80% دیابتی در طول زندگی خود به این اختلال روانی مبتلا میشوند.
سؤالی که احتمالاً هماکنون در ذهن شما هم ایجاد شده این است که آیا این اختلال روان (افسردگی) آیا تأثیری بر قند خون افراد دیابتی دارد یا خیر؟ در ادامه به این پرسش پاسخ خواهیم داد.
تأثیر سلامت روان بر تنظیم قند خون
بین سلامت روان و تنظیم قند خون ارتباط مستقیم و دوسویهای وجود دارد. بهگونهای که اختلالاتی مانند اضطراب، افسردگی و استرس سبب نوسان قند خون و همچنین عدم کنترل دقیق قند خون سبب تشدید مشکلات روانی میشود.
زمانی که افراد دچار استرس و اضطراب میشوند، میزان هورمون کورتیزول و آدرنالین در بدن افزایش مییابد. این افزایش به نوبه خود سبب افزایش تولید گلوکز در کبد، کاهش حساسیت به انسولین و درنهایت افزایش قند خون میشود. بهعلاوه فرد در پی استرس ایجاد شده به مصرف غذاهای ناسالم و پرخوری روی آورده که این عامل هم قند خون وی را افزایش میدهد.
با گذر زمان و ایجاد افسردگی نیز روند کنترل قند خون دشوار و دشوارتر میشود؛ زیرا که فرد دیگر انگیزهای برای مراقبت از خود، اصلاح سبک زندگی، رعایت رژیم و … ندارد. این افراد پس از اینکه افسرده میشوند دیگر ورزش را هم کنار میگذارند و داروهای خود را مرتب و بهموقع مصرف نمیکنند. همه این عوامل دست به دست هم داده و درنهایت باعث افزایش مقاومت به انسولین و نوسانات قند خون میشود.
بنابراین در پاسخ به پرسش قسمت قبل میتوان چنین گفت که سلامت روان تأثیر قابل ملاحظهای بر تنظیم قندخود دارد و زندگی افراد مبتلا به دیابت را به میزان قابلتوجهی تحت تأثیر خود قرار میدهد. پس اگر فرد مبتلا به دیابت افسرده باشد، وضعیت کنترل قند خون وی دشوارتر و زندگی برای او سختتر و عذابآورتر خواهد بود.
مراجعه به روانشناس؛ راهکاری مناسب و کاربردی جهت افراد دیابتی
باتوجه آنچه در این مقاله گفته شد سلامت روان نقشی کلیدی در کنترل و تنظیم قندخون دارد. استرس، اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی در افراد دیابتی میتواند کنترل قندخون را به مرور دشوار کند. از طرفی چنانچه فرد از قبل زمینه افسردگی و اضطراب را داشته باشد، عدم کنترل مناسب قندخون سبب تشدید این اختلالات میشود. بنابراین توصیه میشود افراد مبتلا به دیابت ضمن انجام مرتب چکآپهای دورهای و سالیانه، به روانشناس هم مراجعه نمایند. یقیناً رواندرمانی در این افراد نتایج مفیدی از خود برجای خواهد گذاشت.
با مراجعه به روانشناس و رواندرمانی فرد بیمار شرایط را بهتر میپذیرد، با بیماری خود کنار میآید، نسبت به برچسبهایی که به وی میزنند واکنش مناسبتری از خود نشان میدهد و درنهایت کنترل و ادامه زندگی با داشتن چنین بیماری برای وی تسهیل میگردد.
سخن پایانی
ما در مطلب بالا به بیان اطلاعاتی جامع و مختصر پیرامون بیماری دیابت و اثرات آن بر روان بیماران پرداختیم. همانگونه که در متن هم بدان اشاره کردیم، دیابت با اختلالاتی نظیر اضطراب و افسردگی ارتباط نزدیک و تنگاتنگی دارد. بنابراین افراد مبتلا بایستی ضمن انجام مراقبتهای اختصاصی این بیماری، رواندرمانیهای لازم را نیز انجام دهند. مراجعه به روانشناس و انجام این مراقبتهای ویژه از شدت ثأثیرات روانی نامطلوب دیابت میکاهد. به همین دلیل هم افراد دیابتی بهتر است در طول زندگی خود بهطور مرتب به روانشناس مراجعه کرده و به رواندرمانی بپردازند تا درنهایت دچار اضطراب و افسردگی نشوند. از اینکه وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادید و تا پایان ما را همراهی کردید بینهایت سپاسگزاریم.