روان‌درمانی مبتنی بر انتقال: روش نوین درمان اختلالات شخصیتی

روان‌درمانی مبتنی بر انتقال: روش نوین درمان اختلالات شخصیتی

تکوین مدل روان‌درمانی مبتنی بر انتقال و سوپرویژن

روان‌درمانی مبتنی بر انتقال (TFP)، یک روش روان‌درمانی از نوع روان‌پویشی تجربی محسوب می‌شود که برای پاسخگویی به نیازهای بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی، به شکل تطبیقی از تکنیک‌های روانکاوی پدید آمده است. پس از تعریف و شناخته شدن بیشتر این روش از طریق مجموعه‌ای از راهنماهای درمانی و پژوهش‌های تجربی، TFP به عنوان یک مدل مفهومی و فنی از درمان شناخته شد که می‌تواند به صورت سیستماتیک، درمانگران در حال آموزش را با اصول روان‌پویشی آشنا کند‌. سطوح پیشرفته‌تر آموزش و اجرای TFP، بر نظارت به شیوه‌ای ساختاریافته‌تر از روش سنتی روان‌پویشی تاکید دارند که در عین حال عمق و ظرافت‌ کاوش روانکاوانه را حفظ و اجرا کند.

📸 برای دریافت نکات روان‌شناسی و اطلاع از خدمات ما، پیج اینستاگرام را دنبال کنید!
✨ همین حالا دایرکت دهید و مشاوره خود را رزرو کنید. کلیک کنید 

تحقیقات کرنبرگ 

توصیف فرآیند آموزش و سوپرویژن در TFP مستلزم درک توسعه و اصول این مدل درمانی است. از اواخر دهه ۱۹۶۰، اتو کرنبرگ تلاش کرد از رویکردهای روانکاوی برای درمان بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی استفاده کند. همزمان با این موضوع، کرنبرگ و همکارانش تحقیقات در زمینه درمان‌های روانکاوی را پیش بردند. این اشتیاق و علاقه کرنبرگ و همکاران به توسعه درمان و تحقیقات تجربی به صورت همزمان، منجر به تمرکز بر ارائه دقیق کاربرد روش‌ شناختی تکنیک‌های روانکاری شد که در مجموعه‌ای از راهنماهای درمانی، ابتدا برای اختلال شخصیت مرزی و سپس برای طیف کامل اختلالات شخصیتی و آسیب‌شناسی خودشیفتگی، تدوین گشت.

تحقیقات کرنبرگ، مفهوم سازمان شخصیت مرزی (BPO) را به‌عنوان مدلی ساختاری از آسیب‌شناسی روانی معرفی کرد که بر مفاهیمی همچون انتشار هویت، روابط ابژه و مکانیسم‌های دفاعی مبتنی بر دوپاره‌سازی متمرکز بود. همزمان با توسعه مفهوم سازمان شخصیت مرزی (BPO) توسط کرنبرگ که دیدگاهی ابعادی از شدت را ارائه می‌داد، سیستم DSM یک طبقه‌بندی توصیفی از دسته‌ای از اختلالات شخصیتی را ارائه کرد. به تازگی نیز مدل جایگزین جدیدتر DSM-5، روش تفکری درخصوص اختلالات شخصیتی را ارائه داد که شباهت‌های زیادی با مفهوم کلی BPO دارد.

TFP در دهه ۱۹۹۰، به شکل رسمی، به ‌عنوان یک مدل درمانی شناخته‌شده، ظاهر شد. این روش که در ابتدا تنها مدلی گسترش‌یافته از روش روانکاوی شایع و نسبتاً بدون ساختار آن زمانه (تداعی آزاد، تحلیل انتقال، تمرکز بر تعارض‌های ناخودآگاه و مکانیزم‌های دفاعی) بود، برای برآورده کردن نیازهای بالینی بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی طراحی شد و به روشی ساختاریافته‌تر و تعریف‌شده تبدیل گشت که می‌توان برای آن راهنما و گایدلاین تعریف کرد. همراه ساختن فرآیند نظارت با یک مدل درمانی به‌وضوح تعریف‌شده، همراه با دستورات و نشانه‌های خاص در مورد کاربرد این مدل برای انواع سطوح آسیب‌شناسی، منجر به ایجاد مدلی هدفمندتر از نظارت و سوپرویژن شد که به‌طور معمول در ادبیات مربوط به نظارت بر روان‌درمانی روان‌پویشی یافت نمی‌شود.

 

استفاده از ضبط‌های ویدئویی در TFP

فرآیند پژوهش وتوسعه‌ی روان‌درمانی مبتنی بر انتقال (TFP) در مؤسسه‌ی اختلالات شخصیتی در دپارتمان روانپزشکی دانشکده‌ی پزشکی ویل کرنل انجام شد. در یک مطالعه‌ی تصادفی کنترل‌شده (RCT) که TFP را با درمان رفتاری دیالکتیکی و یک روان‌درمانی حمایتی روان‌پویشی مقایسه می کرد، تمامی درمانگران تحت نظارت و راهنمایی هفتگی ناظران شرایط درمانی قرار گرفتند. این ناظرین جلسات ضبط‌شده را مشاهده می‌کردند، بازخورد ارائه می‌دادند و میزان پایبندی و مهارت درمانگران را ارزیابی می‌کردند. این موضوع با یکی از اصول نظریه‌ی TFP مطابقت داشت: اهمیت ارتباطات غیرکلامی در کنار ارتباطات کلامی در درمانی که بر نقش اساسی دفاع‌های انشقاقی در اختلالات شخصیتی تأکید دارد.

💬 نیاز به راهنمایی سریع دارید؟
📲 به کانال تلگرام ما بپیوندید و مشاوره خود را آسان رزرو کنید.
🎯 ارتباط با کارشناسان در چند کلیک! همین حالا بپیوندید

پروسه TFP

جلسات TFP با ارزیابی دقیق تشخیصی آغاز می‌شود تا درمانگر بتواند توصیه‌های درمانی مناسب را چه از نظر دامنه گزینه‌های درمانی ممکن و چه از نظر جزئیات مربوط به TFP ارائه دهد. همچنین این ارزیابی به درمانگر کمک می‌کند تا درمان را به گونه‌ای طراحی و اجرا نماید که با سطح آسیب‌شناسی بیمار همخوانی داشته باشد. در این ارزیابی، وجود یا عدم وجود آسیب‌شناسی شخصیتی و اختلالات نشانه‌ای (که پیش‌تر به‌عنوان اختلالات محورI  شناخته می‌شدند)، از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تعیین می‌شود.TFP  برای تشخیص تمامی سطوح اختلالات شخصیتی، مناسب در نظر گرفته می‌شود، به جز اختلال شخصیت ضد اجتماعی و آسیب‌شناسی شخصیتی در سطح روان‌پریشی، در صورتی که هیچ اختلال نشانه‌ای فعالی مانند افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی یا اختلال مصرف مواد وجود نداشته باشد. پس از تشخیص مناسب، درمانگر یک چارچوب درمانی مشخص را از طریق بحث در مورد روند درمان پیشنهاد می‌کند تا از این طریق عواطف بیمار را به جلسات درمانی هدایت کند و از بروز آن‌ها به شکل رفتارهای خارج از کنترل جلوگیری نماید.

در طول مرحله اکتشاف روان‌پویشی TFP، کار درمان با تمرکز بر شیوه‌ای تحت عنوان “تقسیم” هدایت می‌شود؛ مفهومی که به جدایی رادیکال تمام احساسات مثبت و منفی در ذهن اشاره دارد. این احساسات قطبی‌شده با ایجاد تصاویر افراطی از خود و دیگران در دیدگاه فرد مرتبط هستند. درمان بر ایجاد یک فضای امن تمرکز دارد که در آن تجربیات متضاد و قطبی‌شده از خود و دیگران بتوانند در رابطه با درمانگر تجربه شوند. نقش درمانگر این است که بیمار را در تأمل بر تجربیات بدون چون‌وچرا و اغلب خشک و کاریکاتوری خود درگیر کند. با گذشت زمان، مشاهده تجارب بیمار در ارتباط با درمانگر (انتقال) آگاهی او را نسبت به حالات عاطفی درونی گسسته افزایش می‌دهد و به او کمک می‌کند تا بر اضطراب‌هایی که مانع از یکپارچه‌سازی این تجربیات متضاد از خود و دیگران به یک کل منسجم شده‌اند، غلبه نماید.

با توجه به تمرکز بر ایجاد آگاهی نسبت به حالات عاطفی گسسته که ممکن است از طریق بیانات کلامی بیمار منتقل نشوند اما در ارتباطات غیرکلامی بیمار و انتقال متقابل درمانگر قابل دسترسی باشند، درمانگر تشویق می‌شود تا در هر جلسه هر سه کانال ارتباطی (کلامی، غیرکلامی، و انتقال متقابل) را به‌طور همزمان بررسی کند. درمانگر از تکنیک‌های TFP (حفظ بی‌طرفی درمانی، استفاده از انتقال متقابل و پیگیری فرآیند تحلیل انتقال از طریق چرخه‌های شفاف‌سازی، مواجهه با ناسازگاری و تفسیر) برای کمک به بیمار در حرکت از یک ساختار روان‌شناختی داخلی نامنظم و تکه‌تکه‌شده به یک ساختار یکپارچه و منسجم استفاده می‌کند، همان‌طور که در دیالوگ زیر نشان داده شده است:

درمانگر: شما در حال صحبت درباره احتمال خودکشی هستید، اما شاید بهتر باشد فکر کنیم که حالت چهره‌تان چه چیزی را به ما منتقل می‌کند.
بیمار: منظورتان چیست؟
درمانگر: شما با دقت زیادی به من نگاه می‌کنید که نشان می‌دهد مسئله عمیق‌تر در خصوص‌تان ممکن است افکار خودکشی نباشد، بلکه علاقه به این باشد که من چگونه به آن‌ها واکنش نشان می‌دهم. این با شک‌های شما در مورد اینکه آیا من یا کسی به شما اهمیت می‌دهد، همخوانی دارد. اما به نظر می‌رسد که بحث درباره این نگرانی به‌صورت مستقیم دشوار است، زیرا از ناامیدی می‌ترسید.

با توجه به تأکیدTFP  بر ارتباطات غیرکلامی، تغییر به درمان از راه دور در طول همه‌گیری COVID-19 یک چالش اساسی محسوب می‌شد. با این حال، تجربه نشان داد که جلسات درمان از راه دور ضبط‌شده داده‌های کافی در مورد ارتباطات غیرکلامی را برای نظارت مناسب فراهم می‌کنند.

توسعه چک‌لیست TFP

برای کمک به ناظر در توجه به جنبه‌های مختلف درمان، چک‌لیستی تدوین شده است( O.F. Kernberg و F.E. Yeomans، نسخه خطی منتشر نشده، 15 سپتامبر2021) که تمام جنبه‌های لازم برای نظارت را پوشش می‌دهد. این چک‌لیست هم تضمین می‌کند که تمام شرایط لازم برای انجام یک درمان معنادار وجود دارد و هم پایبندی اساسی درمانگر به فرآیند اکتشافی TFP را نظارت می‌کند.

اصلی‌ترین نگرانی در آغاز درمان هر کیس جدید و گاهی در طول پیشرفت فرآیند سوپرویژن، رسیدن به یک ارزیابی تشخیصی دقیق با ترکیب عناصر توصیفی و ساختاری مناسب است. تشخیص دقیق برای مدیریت کیس، یک مورد حیاتی به شمار رفته و بازنگری در سوال تشخیصی همیشه در طول درمان امکان‌پذیر است.

تمرکز دوم بر ارزیابی اندیکاسیون‌ها و کنتراندیکاسیون‌ها در فرآیند درمان است تا اطمینان حاصل شود که مورد موردنظر برای TFP، کیس مناسبی به شمار می‌رود. همچنین اهداف اصلی بیمار از درمان باید مشخص شوند و هماهنگی کافی بین اهداف بیمار و درمانگر وجود داشته باشد تا بتوان درمان را آغاز کرد. تأکید بر اهداف روشن درمان با دیدگاه سنتی روان‌پویشی که درک (به‌خودی‌خود) را هدف درمان می‌داند، متفاوت است. در بحث اولیه مورد، ناظر باید اطمینان حاصل کند که درمانگر برداشت تشخیصی خود را با بیمار به اشتراک گذاشته و برخی آموزش‌های روانی اولیه را درباره نحوه درک وضعیت به بیمار ارائه داده است.

پس از تشخیص، اهداف درمانی و توضیحات روش درمان، ناظر چگونگی برخورد درمانگر با اکتشاف دنیای درونی بیمار را در انتقال یا روابط خارج از انتقال بررسی می‌کند. ناظر باید مطمئن شود که درمانگر از زندگی واقعی بیمار اطلاعات کافی دارد، زیرا این موضوع برای بررسی الگوهای انتقال و عملکرد بیمار در دنیای واقعی اهمیت دارد.

کار نظارتی عمدتاً بر فرآیند تغییر پیشنهادی در TFP متمرکز است. تحلیل انتقال در این روش شرایطی را ایجاد می‌کند که احساسات شدید ناشی از سازمان روان‌شناختی بیمار در چارچوب درمانی بروز کنند. ناظر کمک می‌کند درمانگر به کار اکتشافی پایبند بماند، حتی زمانی که اینکار شدت بار احساسی جلسات را افزایش می‌دهد. هدف، شناسایی و تفسیر بازنمایی‌های ناسازگارانه خود و دیگری در ذهن بیمار است.

🌟 به دنبال راهی برای ارتقای دانش روان‌شناسی خود هستید؟
📞 همین حالا از طریق وب‌سایت مشاوره رزرو کنید و با متخصصین ما ارتباط بگیرید!
✉️ مشاوره‌ای حرفه‌ای برای آینده‌ای بهتر!

ساختار جلسات نظارتی

در ساختار جلسات نظارتی، ناظر ابتدا درباره واقعیت خارجی بیمار (مانند تغییرات جدید در زندگی بیمار) سوال می‌پرسد و سپس به بررسی پویایی‌های جلسه می‌پردازد. ناظر کمک می‌کند درمانگر محل شدیدترین احساسات بیمار را شناسایی کند و دیادی که زیربنای این احساسات است را تعریف نماید‌‌.

تمرکز نهایی بر مهارت درمانگر در استفاده از مداخلات فنی، از جمله حفظ بی‌طرفی فنی، استفاده از واکنش‌های انتقال متقابل و اجرای مداخلات تفسیری است‌. کمک به درمانگر برای آگاهی کامل‌تر از انتقال متقابل، مهمترین نقش سرپرست است، که ارتباط درمانگر از انتقال متقابل خود در نظارت را به آنچه در ویدیو مشاهده می‌شود و تأثیر درمانگر و نحوه برقراری ارتباط با مطالب بالینی مرتبط می‌کند.

ناظر به سبک گفتار بیمار و ارتباط آن با اهداف درمان توجه می‌کند و به درمانگر کمک می‌کند از تأکید بیش از حد بر محتوای کلامی بیمار خودداری کند. این کار به درک بهتر تکه‌تکه بودن یا انسجام دنیای درونی بیمار کمک می‌کند. فرایند موازی می‌تواند هم چالش‌زا باشد و هم فرصتی برای درک عمیق‌تر به شمار رود. این موضوع معمولاً نشانه مقاومت در درمانگر یا دشواری در درک سناریوی رابطه‌ای بیمار است. بحث آزاد درباره انتقال متقابل در این شرایط ضروری به شمار می‌رود. در نهایت، ناظر به واکنش بیمار نسبت به مداخلات درمانگر توجه می‌کند و به درمانگر کمک می‌کند تغییرات ناگهانی در زوج‌های انتقالی فعال را تشخیص دهد. نقش ناظر شامل کمک به درمانگر در آگاهی از این تغییرات و تطبیق مداخلات با انتقالات جدید است. این ساختار نظارتی جامع کمک می‌کند درمانگر مهارت‌های خود را بهبود بخشد و فرآیند درمانی را با دقت بیشتری هدایت نماید.

نتیجه‌گیری

آموزش و نظارت بر درمان مبتنی بر انتقال ((TFP به صورت عمیقی با درک روابط موضوعی در آسیب‌شناسی شخصیت پیوند خورده است. در نظارت، همانند خود درمان توجه دقیقی به ارزیابی تشخیصی و چارچوب‌بندی درمان، پیش از آغاز کار اکتشافی می‌شود. فرآیند نظارت شامل پایش پایبندی به جنبه‌های متعدد مدل درمانی و ارزیابی نحوه استفاده درمانگر از تکنیک‌هایTFP است و فرآیند نظارت از سازوکار بنیادین اثرگذاریTFP  پشتیبانی می‌کند: شناسایی تجارب درونی گسسته‌شده از خود و دیگران، که با هیجانات شدید و یکپارچه‌نشده همراه هستند و کمک به بیمار برای دستیابی به دنیای درونی یکپارچه که امکان تعدیل هیجانات آنی را در بستر گسترده‌تری از یک خود منسجم فراهم می‌آورد.

کال تو اکشن با ایموجی:

🌟 تجربه یک درمان هدفمند و تخصصی با TFP!
📅 همین حالا مشاوره خود را رزرو کنید!
🌐 مشاهده جزئیات در سایت
📸 همراه ما در اینستاگرام شوید
📲 دریافت مشاوره در تلگرام

منبع

https://psychiatryonline.org

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *